
کلا این شهر مشهد ، مزخرف است ! حالا شما دنبال دلایل و علتها که بگردی ، نه به یک یا چند دلیل ، بلکه به چند صد دلیل روشن و واضح میرسی که بله ! این شهر مزخرف است ! از هوای همیشه غیرقابل پیش بینی آن گرفته تا مردم غیرقابل پیش بینی ! مردمَش هم مثل هوا ، غیرقابل پیش بینی هستند! هیچ گونه تعادل روحیی ندارند و هرگز مشخصات و رفتارشان در یک لیست نمی گنجد ! هر روز متفاوت تر از دیروز و البته جدیدتر ! این از قابلیتها و امکانات آنهاست.
یعنی اگر تا به امروز VOA نگاه میکردید و فکر میکردید که بله ! بسیار فرهیخته و به روز و شخص شخیصی هستید، امروز به خدمتتان میرسانم که نه خیر ! یعنی زرشک ! از دیروز ساعت 5 بعداز ظهر ، VOA و شبکه های مشابه فر مو هم نیستن (!) این شما و این : BBC فارسی ! حالا از ما گفتن بود ! شما می توانید هنوز VOA نگاه کنید و از نگر ما [دیـــــــــــــــد] باقی بمانید ، یا می توانید BBC فارسی نگاه کنید و باکلاس و امروزی باشید! چرا که BBC فارسی تمام نیازهای شما را برطرف می سازد ! حالا این که نون و آبتون رو نمیده به کنار !
ببینید ، اگر در مبحث سینمای شاعرانه ، یعنی نوعی سینمای هنری که معروف به سینمای شاعرانه است، یک قیاس انجام بدهیم. یک قیاس کوچک! و در یک طرف مسئله یک آقایی به نام محسن مخملباف را قرار داده و در طرف مقابل فردی به نام کی دوک کیم را ، به این نتیجه میرسیم که طرف مخملی ِ مسئله ، همچین یه جورایی باری کمدی به خود میگیرد ! یعنی شوخی ! یعنی باشه بابا ، تو هم بساز! مثل مثلا ، گناه داره بابا ! بزا خوب اینم حرفشو بزنه ! این هم از این!
پ ِ ن ِ : میدانم که پاسخ این دلتنگیهاتان را نمیتوان با هیچ پُست و مُست و شُست و رَفت و این حرفها جبران کرد! اما از همین تریبون دست تک تک شما را میبوسم که .... دیگه پررو نشین دیگه ، همین چند کلمه رو هم به زور نوشتم ! واللا !
می گویند جرج سانتایانا ، فیلسوف اسپانیایی آمریکایی می گوید :
" آنان که از تاریخ عبرت نگیرند ، محکوم به تکرار آن هستند "
ما یک معلم تاریخی داشتیم ، سال سوم دبیرستان! خب البته شما هم داشتید ، اما مال ما فرق می کرد. مال ما پیر بود خیلی ! پیر و بسیار بانشاط و دانا ! می گفت ، یک زمانی ، این مردمان بدبخت و بیچاره ی ستم دیده ی فلسطین ، سرزمین هایشان را برای زرها ، زن های زیبا و عیش و نوش هایشان فروختند و مثل گاو خوردند و خوردند و خوردند! فرزندان این خوش خورها ، امروزه برای آنچه که یک زمانی بهشان تعلق داشت ، می جنگند ! یعنی نه به عنوان یک جنگجو ! یک مبارز ! یک ستم دیده! بلکه به عنوان یک حقیر به تمام معنا! شما یک جوجه ی زرد زیبا را فرض کنید که خیلی حق به جانب دست نیاز به سوی شما دراز کرده و گرسنه است! خب شما دلتان می سوزد دیگر ! اما توجه بفرمایید که این جوجه ، از آنهاییست که وقتی جیک جیک مستانش بود ، وقت زمستانش نبود !!! حالا این جوجه جو گیر شده و قد قد هم می کند! گرسنه ، تشنه ، هیچی ندار و قد قدو !!!
بنده شخصا ، از آن دست آدم هایی هستم که هیچ به ت.خمم ندارم ! خیلی هاتان می دانید البته ! هیچ که می گویم یعنی وقتی از حلقم می گیرند به حلق آن جوجه ی مفت خور می دهند ، حتی به نشانه ی اعتراض ، به جوجه یک نگاه معنی دار هم نمی کنم ! وقتی چیزی برایم مهم نیست، خب مهم نیست ! حالا چه این حرف معلم تاریخ ما درست باشد ، چه آن جوجه حق داشته باشد و چه هرچه ی دیگری! یک عکس العمل کوچک هم که نشان دادم ، به این خاطر بود که ترسیدم ! توجه بفرمایید ! ترسیدم ! وقتی همراه اول ، به ۲۰ میلیون جمعیت این مرز و بوم شاد ، پیامک می فرستد که : " اینک غزه کربلا و امروز عاشورا است " ، خب کپ می کنم دیگر ! کپ می کنم که مبادا بیایند خفت من از همه جا بی خبر را بگیرند ببرند بندازند وسط این عاشورای مورد نظر ! بعد آن جا من بیایم هوار بزنم که " من غلط کردم ! من بیجا کردم ! "
یک بی وجدانی برداشته پست های مفهومی ، تفهیمی و گرانبهای ما را عین یابو در پیج ت.خمی 360ش کپی کرده ! حالا توجه بفرمایید که عین یعنی چه ! عین یعنی حتی زحمت چینش و الاین آن را هم به خود نداده ! همان پست کیت و ساویر بود ! ها ! همان :
ما چند صباحی پیش یک وبی را یافتیم که گم کرده بودیم. یعنی یک بار بدان وارد شده و دیگر وارد نشدیم ! یعنی نتوانستیم ! یعنی لینکش را گمیدیم! اما یک دوستی لینکش را به مان همین چند صباح ِ پیش ِ مورد نظر بدادی بی آنکه اطلاع قبلی بداشتندی از این که ما همی به دنبال این وب پیج هستیمی! کلا جای خوبیست. هیکلتان را تکان داده و به پیج مورد نظر یک نیم نگاهی بیندازید:
به این فتوبلاگ فتودات نت هم سر بزنید. آدرسش را در همان تارنمای مذکور یافتیم :




می دانید مردم ؟ این روزها همه شگی گوش می دهند. بریتنی اسپیرز ، آگویلرا ، فیفتی سنت و ... . می دانید ، امروز هیچ کس نمی داند هندریکس که بود ، دیلان که بود ، کوئین چه بود !
امروز مردم همه سر چهار راه ها که به هم می رسند ، پشت چراغ قرمز ، شیشه های ماشین هاشان را پایین می دهند تا صدای این موسیقی های جغجغه ای را به گوش جهانیان برسانند ! جهانیان البته در دختر آن ور خیابان معنی می یابد که منتظر یکی از همین ماشینهاست با صدای جغجغه !
شاید اگر گیلمور هم کلاس بدنسازی می رفت ، دماغش را عمل می کرد و صکصی تر بود ، این روزها اندکی به او توجه می شد ! حال بگذریم از این که حقیقتا گیلمور خوشتیپ است. شاید اگر جیم موریسون هم یک روزی ، نگران ریزش موهای زیر بغلش می بود ، این روزها وضعش بهتر بود.
شاید اگر این مردم، دنیا را انقدر بزرگ - به سان یک طویله - نمی دیدند ، انقدر جهانی نبودند ، پیامک زدن نمی دانستند ، کارت ویزیت و خودکار داخل جیبهاشان نبود ، شاید ، تنها شاید قسمتی از مغزشان برای این روزها باقی می ماند! این روزهایی که مردم ، خُل اند !
پ ِ ن ِ : دنیاییست ! مردم به ما می گویند : " این ک.. شعرها چیه گوش میدی؟" و ما هیچ غلطی هم نمی توانیم بکنیم ! تنها یک نگاه سرد !