تبليغاتX
راه رفتن مرد مرده
بیست و چهارم مهر 1387
درباره ی Lost

جندالخالق! مردم بیکار رو میبینی؟ من فکر میکردم خودم از همه بیکارترم !
در یک جنبش کاملا ضدفمینیستانه ، عده ای بیکار ، دور هم گرد آمده و دو حزب با نام های Skate و Jate را ایجاد کرده و محتوای آن را بدین ترتیب اعلام نمودند :

Skate : Sawyer + Kate
Jate : Jack + kate

در حزب اسکیت (!) افرادی که دوست دارن کیت با ساویر رابطه داشته باشه قرار دارن و در حزب مقابل که جیت (!) باشه افرادی که به رابطه ی کیت و جک علاقه دارن. جالب تر از همه اینجاست که در هر دوی این نهادها "کیت" به عنوان یک ابزار و عنصر تکمیلی ازش نام برده شده ، چرا که کیت بدون دو مرد قصه ، یعنی "ساویر" و "جک" هیچ مفهومی نداره !!!

و حال برای درک بیشتر مطلب، دو عکس ضمیمه قرار می دهیم :

Jate  :

 Jate

Skate :

 Skate

پ ِ ن ِ : لازم به ذکر است که اینجانب از اعضای پایه و انتحاری گروه ساویر و کیت هستم و در موارد ضروری ، برای از بین بردن جک کثیف و پررو و بد و بی ادب ، هرگونه جان فشانی و این حرفا رو دریغ نکرده و میرم تو کارش!
پ ِ ن ِ ۲ : VIVA SAWYER
پ ِ ن ِ 3 : ساویر قهرمان .... امشبو اینجا بمان !!!

سیزدهم مهر 1387
دیرینگ دیرینگ !

 

من می گم ، به آقای حاتمی کیا میگما ، میگم ایول آقا ، ایول. خیلی حال کردیم با فیلمت. یه سیر صعودی داشت. به این چیزای آخر که می رسید ، چی میگن بهش؟ ها ، اپیزود،  به اپیزودهای آخر که می رسید بهتر میشد هی. البته بگذریم که نصفی از سالن سینما نیم ساعت آخر رو نبودن تو اما ما تو دلمون خیلی کف زدیم و سوت و هورا کشیدیم برات. اما آقای حاتمی کیا ، من میگم ، بیا یه کاری بکن ، ها؟ بیا برو همون جنگی بساز. آژانس شیشه ای بساز ، ارتفاع پست بساز. به خدا خیلی بیشتر برات کف و سوت و هورا و این حرفا می پاشیم وسط.

 

پ ِ ن ِ 1: اینک دیکشنری ها را باز کرده و رو به روی واژه ی "مسموم" توضیحاتی چند ، اضافه میکنیم!
پ ِ ن ِ ۲: به هرحال تختیه که همتون باید دیر یا زود روش بخوابین ! حالا چه دعوتنامه ای باشه چه نباشه.
پ ِ ن ِ ۳ : طفلک خانم اون آقاهه تو قسمت آخری هی به شوهرش می گفت : تو بهش زدی؟ راستش رو بگو ، تو بهش زدی؟ ( اسمایلی خنده )

دهم مهر 1387
Terrorismus
- بهت گفتم این چند وقته یه حسّایی میکنم !
- خوب ؟
- نگو لامصّبا میخواستن منو ترور کنن !
- شوخی میکنی !
- باور کن. امروز جلو در خونمون یه پوست موز پیدا کردم !

یکم مهر 1387
الاغ فهیم


این که ما کجاییم و چه می کنیم و چرا هی غیبمان می زند و هی می آییم و هی اینطوری هستیم و هی اونطوری ، بماند ! اینکه کجا بماند هم بماند ! و اینکه اصلا مگر کسی پرسید که تو کجایی و چه می کنی و چرا هی غیبت میزند و هی اینطوری و هی اونطوری هم بماند ! این هم در مکانی نامعلوم !
به هرحال مشهود هست که ما چرت و پرت میگوییم.

یکی دو روزیست یک الاغی ، بلانسبت الاغ ، یک آهنگی را هی دم گوش ما گوش می کند ! حالا ما هم ذهنمان باز و بیکار ! هی این آهنگ رفته رو مغزمان و هی هذیانش می کنیم ! بنده بسیار مرد شجاعی هستم که این مسئله را در اینجا مطرح میکنم ، چون شاید پس فردا به عنوان مدرکی علیه بنده در دادگاهی نامعلوم استفاده شود ! حالا به این نتیجه رسیده ایم که این آهنگ را در ذهن شاید باز و بیکار شما هم بپرورانیم. یک آهنگیست واقعا مزخرف! اما یک حس سرما می دهد به آدم. یک حس زمستانی ! واقعا جدا از مضمون و محتوا یک حس خوب ! یک حس خوب خوب! البته تنها قسمت اولش ! ما انگار نمی خواهیم باور کنیم از این آهنگ گروه "زد بازی" خوشمان آمده ! بله ! زدبازی ! حالا هم نمی گذاریم از اینجا بدون این آهنگ بیرون بروید. خواستیم قسمت اولش را که خوشمان آمده را بنهیم که نتوانستیم جدایش کنیم. حجمش را کم کردیم همی که بشود 1MB و شما راحت دانلودش کنید. متنش را هم برایتان این زیر که نه ، اما در ادامه ی مطلب می آوریم تا کامل شود درک شما از مسئله.

دانلود آهنگ گیتار کولی

پ ِ ن ِ : آره ، دقیقا همینطوره ، من حالم خوب نیست.
پ ِ ن ِ 2 : خیلی وقت بود میخواستم یه آهنگی رو آپ کنم ، که بازم نشد !


ادامه‌‌ي مطلب