شاید زندگی همین باشد که
شاید حقیقتی تخمی نهفته باشد در
شاید من، همین من
شاید بهتر است
شاید مصلحت
شاید نقطه
+ نوشته شده در بیست و پنجم شهریور 1389ساعت   توسط Hectorist
|
کار را که کرد؟
.
.
.
آنکس که گهِ اضافی نخورد!
+ نوشته شده در هجدهم خرداد 1389ساعت   توسط Hectorist
|
پدر در حالی که کنترل تلویزیون را در دست داشت فریاد زد: اِ! سنبل هندی واسه صرع خوبه
ما چندی به یکدیگر نگاه کرده و بعد به او نگاه کردیم.
.
.
.
بله. در خانواده ی ما هیچکس صرع نداشت.
+ نوشته شده در سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت   توسط Hectorist
|
حالا سوسنه موسنه کوسنه .....
+ نوشته شده در چهارم اردیبهشت 1389ساعت   توسط Hectorist
|
بچه تیزی بود ....
با دماغش خیار قاچ میکرد.
+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1389ساعت   توسط Hectorist
|
چپ های دیروز، شده اند راست های امروز!
چپ های امروز، می شوند راست های فردا!
چپ های فردا، می شوند راست های پس فردا!
بازم بگم؟
+ نوشته شده در هفتم اسفند 1388ساعت   توسط Hectorist
|