تبليغاتX
راه رفتن مرد مرده

راه رفتن مرد مرده

راه رفتن مرد مرده

.



شاید زندگی همین باشد که
شاید حقیقتی تخمی نهفته باشد در
شاید من، همین من
شاید بهتر است
شاید مصلحت
شاید نقطه

+ نوشته شده در  بیست و پنجم شهریور 1389ساعت   توسط Hectorist  | 

برهان قاطع



کار را که کرد؟
.
.
.
آنکس که گهِ اضافی نخورد!

+ نوشته شده در  هجدهم خرداد 1389ساعت   توسط Hectorist  | 

من و بابام (3)

 


پدر در حالی که کنترل تلویزیون را در دست داشت فریاد زد: اِ! سنبل هندی واسه صرع خوبه
ما چندی به یکدیگر نگاه کرده و بعد به او نگاه کردیم.
.
.
.
بله. در خانواده ی ما هیچکس صرع نداشت.

+ نوشته شده در  سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت   توسط Hectorist  | 

تشخیص!



حالا سوسنه موسنه کوسنه .....

+ نوشته شده در  چهارم اردیبهشت 1389ساعت   توسط Hectorist  | 

Tiz Guys




بچه تیزی بود ....
با دماغش خیار قاچ میکرد.


+ نوشته شده در  بیست و ششم فروردین 1389ساعت   توسط Hectorist  | 

چپ کردگی و راست کردگی!



چپ های دیروز، شده اند راست های امروز!
چپ های امروز، می شوند راست های فردا!
چپ های فردا، می شوند راست های پس فردا!
بازم بگم؟


+ نوشته شده در  هفتم اسفند 1388ساعت   توسط Hectorist  |